حسين قرچانلو
299
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
سنجار شهرى است در ميان بيابان و ديار ربيعه را سنجار مىخوانند . در سنجار درخت خرما بسيار است و در ولايت جزيره جز به سنجار درخت خرما نباشد . « 1 » ابن حوقل در تكميل سخنان اصطخرى مىنويسد : اين شهر غير از آنكه در ميان بيابان است در دامنهء كوهى نيز قرار گرفته كه آب جارى و چشمههاى جوشان دارد ، ولى زراعت آنها به ديم است . بر گرد شهر بارهاى ( ديوارى ) از سنگ است . در سنجار ارزانى و پربركتى است . ميوههاى تابستانى و زمستانى مانند سماق ، گردو ، بادام ، زيتون ، أترج ، كنجد و انارهاى دانهبزرگ دارد كه به عراق و نواحى ديگر مىفرستند . « 2 » مقدسى در وصف سنجار مىنويسد : در بيابانى پر از درخت خرما واقع است ، كفشگران بسيار دارد و مسجد جامع در ميان شهر و آب آشاميدنى آنها از نهرى گواراست . « 3 » ياقوت مىنويسد : چون سلطان سنجر پسر ملكشاه سلجوقى در آنجا متولد شد ، به همين سبب آنجا را سنجار گفتهاند . « 4 » قزوينى در نيمهء دوم قرن هفتم در وصف سنجار مىنويسد : آب و هوايى خوب و عمارات عالى دارد . آب در همهء خانهها جارى است و حمّامهاى پاكيزه و خوبى دارد . « 5 » آب شهر به گفتهء ابو الفداء از كوههاى شمالى شهر و قناتها تأمين مىشود . « 6 » به نوشتهء حمد الله مستوفى ، دور باروى سنجار سه هزار و دويست گام است و از سنگ و گچ ساخته شده . . . بام خانههاى هر رسته ( رديف ) زمين كوى يك رستهء ديگر است . . . حقوق ديوانىاش صد و چهل و هفت هزار و پانصد دينار است . « 7 » ابن بطوطه سيّاح قرن هشتم كه سنجار را ديده در وصف آن مىنويسد : سنجار به دمشق شباهت دارد ، مسجد جامع سنجار از مساجد متبركه است كه مىگويند دعا در آن به درجهء استجابت مىرسد . نهر آبى گرد مسجد جارى است كه از وسط آن هم عبور مىكند ، مردم سنجار از اكراد هستند و به شجاعت موصوفند . « 8 »
--> ( 1 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 77 . ( 2 ) . صورة الارض ؛ جزء اوّل ، ص 199 . ( 3 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 196 و 197 . ( 4 ) . معجم البلدان ؛ ج 3 ، ص 262 . ( 5 ) . آثار البلاد و اخبار العباد ؛ ص 462 . ( 6 ) . تقويم البلدان ؛ ص 319 . ( 7 ) . نزهة القلوب ؛ ص 105 . ( 8 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ؛ ج 1 ، ص 259 .